علی قمی اویلی؛ متخصص اکولوژی و میراث طبیعی جهانی در یادداشتی نوشت: مکران نامی که پشت آن، داستانی چند صد میلیون ساله از برخورد قارهها، خروش امواج اقیانوس هند و سازگاری شگفتانگیز حیات در یکی از بیرحمترین اقلیمهای کره زمین نهفته است.
مکران، از گواتر و پسابندر در چابهار تا جاسک در استان هرمزگان، تنها یک خط ساحلی نیست؛ بلکه «آزمایشگاه زندهای» است که در آن میتوان نبض تکتونیک زمین را درست در لبهای که خشکی به دریا میرسد، با دست لمس کرد. این یادداشت، روایتی است یکپارچه از این شاهکار طبیعی، از لایههای پنهان زمینشناسی تا اکوسیستمهای شکنندهای که در امتداد آن روییدهاند.
زمین وقتی نفس میکشد:
برای درک مکران، نخست باید از سطح زمین فراتر رفت و به اعماق اقیانوس و پوسته زمین نگریست. آنچه سیمای این سواحل را شکل داده، آرامش نیست؛ بلکه یکی از پرتلاطمترین مرزهای همگرای قارهای جهان است. این تکه عظیم از پوسته زمین، با سرعتی نامحسوس اما پیوسته به زیر صفحه اوراسیا فرورانده میشود و در این فرآیند خشن، ساختاری عظیم به نام «توده رسوبی افزایشی مکران» پدید آمده است. این توده، همچون چینهایی که بر پیشانی زمین نقش بستهاند، حاصل جمعشدگی و تغییرشکل رسوبات بستر اقیانوس است که در طول میلیونها سال به سطح رانده شدهاند. نتیجه این برخورد خاموش اما قدرتمند، سواحلی است که نه ایستا، بلکه پیوسته در حال دگرگونیاند. شواهد این دگرگونی را میتوان در تراسهای دریایی برآمده بریس، گوردیم و پزم-تیاب دید؛ پلههایی سنگی که روزگاری بستر امواج بودهاند و امروز بر شانه کوهها نشستهاند و گواهی میدهند که این سرزمین، در دوران کواترنری، بارها از دل آب سر برآورده است.
در این میان، گلفشانهای کنارک، همچون روزنههایی هستند که زمین از طریق آنها نفس میکشد؛ ستونهایی از گل و سیالات که از اعماق توده افزایشی، راه خود را به سطح باز کردهاند و روایتگر مهاجرت پیوسته رسوبات و سیالات در دل ساختاری هستند که هنوز در حال شکلگیری است. در کنار آنها، چشمه آبشور شورعین، نشانی دیگر از همین دینامیک ژئودینامیک است؛ چشمهای که آب آن، نه از باران، که از سفرههای زیرزمینیِ تحت تأثیر فرآیندهای تکتونیکی و تبخیر شدید، سرچشمه میگیرد.
نه نگین در یک انگشتری از جنس اقیانوس
پروندهای که در سپتامبر ۲۰۲۶ به یونسکو تقدیم شد، این منطقه را نه به صورت یکپارچه، بلکه به شکل یک «اثر طبیعی سریال» معرفی میکند؛ مجموعهای از نه جزء بهظاهر مجزا، اما در باطن، همچون حلقههای یک زنجیر به هم پیوسته. هر یک از این اجزا، فصلی از کتاب زمینشناسی و اکولوژی مکران را روایت میکنند.
در یک سوی این مجموعه، کوههای مینیاتوری یا به اصطلاح محلی «مریخی» قرار دارند؛ تپههای اخرایی و اُخراییرنگی که باد و آب، در رسوبات تحکیمنیافته ساحلی، دالانها و ستونهایی تراشیدهاند که گویی از سیارهای دیگر به اینجا آمدهاند.
در سوی دیگر، خلیجهای هلالیشکل بریس و پزم، همچون آغوشهایی آرام در میان صخرههای خشن، تضادی دلانگیز با آبهای متلاطم اقیانوس ایجاد کردهاند. منطقه ساحلی دراک و صخره گوردیم، نمایشگاهی از هنر فرسایش دریایی است؛ جایی که امواج، در طول هزارهها، صخرههایی با شکلهای خیالانگیز پدید آوردهاند و تراسهای دریایی برآمده، تاریخچه این نبرد خاموش میان سنگ و آب را در خود ثبت کردهاند.
اما مکران تنها روایت سنگ و آب نیست. در میانه این خشکی بیپایان، تالاب صورتی همچون نگینی درخشان خودنمایی میکند؛ اکوسیستمی نادر که رنگ صورتی آن، نه از رنگدانههای مصنوعی، که از فعالیت میکروارگانیسمهای هالوفیل (نمکدوست) و شرایط شیمیایی خاص آب برمیخیزد. در امتداد همین نوار ساحلی، جنگلهای حرای گواتر، پناهگاهی سبز در میان خشکی و دریا، زیستگاه پرندگان مهاجر و آبزیان بیشماری است که در سایهسار ریشههای هوایی حرا، از گزند خشکی و شوری در امان ماندهاند. و در گوشهای دیگر، درختان کهنسال انجیر معبد، این کهنسالان مقدس، ریشه در صخرهها و خاک کمعمق دویدهاند و تاب آوری شگفتانگیز حیات را در برابر تنشهای آبی، شوری و گرمای سوزان به نمایش گذاشتهاند.
چشماندازهای طبیعی ریگ و خورتنگ نیز تکمیلکننده این پازلاند؛ سرزمینهایی که در آنها فرآیندهای فرسایشی و رسوبی، در بستر خشکساحلی، اشکالی بدیع پدید آوردهاند. این نه جزء، در کنار هم، پیوستاری را میسازند که در آن آتش تکتونیک، آب اقیانوس، خاک فرسایشیافته و حیات سازگار، در همتنیدگی بینظیری، شاهکاری از طبیعت را رقم زدهاند.
چرا مکران در مقیاس جهانی بیهمتا است؟
ارزش جهانی برجسته اثر شامل پدیدههای طبیعی استثنایی و زیبایی مکران مانند تقابل کوههای مریخی با آبهای فیروزهای اقیانوس، تالاب صورتی در میان دشتهای خشک، و صخرههای تراشیدهشده توسط امواج، چشماندازی بصری است که در کمتر نقطهای از جهان میتوان نظیر آن را یافت. مکران، رکوردی زنده و در حال نگارش از برهمکنش تکتونیک فعال، فرورانش، بالاآمدگی ساحلی و فرآیندهای سطحی را در اختیار جامعه علمی جهان قرار میدهد.
اما پرسش مهمتر این است: آیا مکران در جهان بیهمتا است؟ بهتنهایی، هیچیک از ویژگیهای مکران منحصربهفرد نیستند. تراسهای دریایی در پارک ملی دسمبارکو دل گرانما در کوبا نیز یافت میشوند، اما مکانیسم شکلگیری آنها با مکران متفاوت است؛ در کوبا، حرکات تکتونیکی عمومی نقش دارد، در حالی که در مکران، این فرورانش فعال و همگرایی صفحهای است که ساحل را بالا میراند. بالاآمدگی ساحلی در منطقه بلند/کوارکن سوئد و فنلاند نیز مشهور است، اما آنجا نتیجه بازگشت ایزوستاتیک پس از ذوب یخهای عصر یخبندان است، نه برخورد فعال قارهها. کویر ساحلی نامیب در نامیبیا، همچون مکران، مرز خشکی و دریاست، اما در نامیب، باد و مه، بازیگران اصلیاند، در حالی که در مکران، تکتونیک فعال، گلفشانها و چشمههای شور، بُعدی ژئودینامیک به این محیط افزودهاند که در نامیب وجود ندارد. چشماندازهای فرسایشی کاپادوکیا در ترکیه یا دانسیای چین، از نظر زیبایی بصری با کوههای مریخی مکران قابل قیاساند، اما آنها در دل خشکی شکل گرفتهاند، نه در حاشیه اقیانوس و در تعامل با سطوح دریایی برآمده. حتی جنگلهای حرای مکران، اگرچه با دیگر اکوسیستمهای مانگرو جهان همخانوادهاند، اما در بستر اقلیمی و زمینشناسی خاصی رشد کردهاند که آنها را متمایز میسازد.
آنچه مکران را در مقیاس جهانی بیهمتا میسازد، نه یک ویژگی منفرد، بلکه «پیوند فضایی و عملکردی» این ویژگیها در یک حاشیه افزایشیِ در حال تغییرشکل فعال است. هیچ اثر ثبتشدهای در میراث جهانی وجود ندارد که ترکیبی از بالاآمدگی تکتونیکی ساحلی، گلفشانهای فعال، چشماندازهای فرسایشی خشکساحلی، محیطهای فوقشور و اکوسیستمهای سازگار را در قالب یک مجموعه سریال منسجم ارائه دهد.
تمامیت، اصالت و زنگ خطرها
این مجموعه، اگرچه از نظر جغرافیایی از هم فاصله دارند، اما از نظر عملکردی، همچون فصلهای یک کتاب، روایتی پیوسته از تکامل سواحل مکران را ارائه میدهند. حفظ تمامیت این اثر، نیازمند مدیریت یکپارچه و هوشمندانه است. اجزای این اثر، در معرض سطوح مختلفی از حفاظت قانونی قرار دارند، اما خطرات بالقوهای آنها را تهدید میکند. توسعه زیرساختها، ساختوسازهای ساحلی، گردشگری کنترلنشده، فعالیتهای تفریحی، و بهرهبرداری از منابع، همگی میتوانند فرآیندهای طبیعی و ارتباطات ژئومورفیک را مختل کنند. تالاب صورتی، بهویژه، در برابر تغییرات هیدرولوژیک و ورود آلایندهها بهشدت آسیبپذیر است.
جنگلهای حرای گواتر، با وجود حفاظتهای قانونی، از فشارهای انسانی و تغییرات اقلیمی در امان نیستند. و گلفشانهای کنارک، که خود نشانی از پویایی زمیناند، ممکن است در اثر فعالیتهای استخراجی یا مداخلات انسانی، آسیب ببینند.
چالش اصلی مدیریتی در سالهای پیش رو، این است که چگونه میتوان میان «توسعه پایدار» و «حفاظت از ارزشهای طبیعی» تعادل برقرار کرد. چگونه میتوان از پتانسیل گردشگری این منطقه بهره برد، بیآنکه به فرآیندهای طبیعی که حامل ارزش آن هستند، لطمهای وارد شود؟ پاسخ، در گروِ تدوین طرحهای مدیریتی یکپارچه برای کل مجموعه، نه برای هر جزء بهصورت جداگانه، و همچنین مشارکت جوامع محلی است که قرنهاست با این سرزمین زیستهاند و دانش بومی ارزشمندی درباره آن دارند.
کلام آخر: میراثی برای فردا
چشمانداز طبیعی ژئواکولوژیک سواحل مکران، فراتر از یک جاذبه توریستی ، یک آرشیو زنده از تاریخ تکامل پوسته زمین و سازگاری حیات در یکی از پویاترین مرزهای همگرای قارهای جهان است.
ثبت این اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو، گامی ضروری و تاریخی برای شناسایی، حفاظت و معرفی گنجینهای از تنوع ژئودایورسیتی است که در آن آتش، آب، خاک و حیات، در همتنیدگی بینظیری، شاهکاری از طبیعت را در حاشیه اقیانوس هند پدید آوردهاند. این منطقه، نه تنها برای ایران، بلکه برای جامعه علمی جهان، به عنوان یک کلاس درس بینظیر از برهمکنشهای نئوتکتونیک، تکامل ساحلی کواترنری و سازگاری اکولوژیک ارزشمند است. اکنون که نام مکران در فهرست موقت یونسکو درخشیدن گرفته است، نوبت به عمل میرسد؛ عملی که ضامن آن باشد این نگین فیروزهای در حاشیه اقیانوس، نه تنها برای نسل امروز، که برای نسلهای فردا نیز، همانگونه بکر، پویا و تپنده باقی بماند؛ جایی که زمین، هنوز هم در ساحل اقیانوس، نفس میکشد.
انتهای پیام/

نظر شما